تبليغاتX
گلابتون

گلابتون

نوشته های پراکنده از گذشته، حال و آینده

عالم از ناله عشاق مبادا خالی!

امروز روز ولنتاين است. خوب، ما چه موقعي که ايران بوديم چه وقتی آمديم این جا هیچ وقت این روز رو جشن نگرفتیم چون فکر کردیم به ما ارتباطی نداره... البته فکر نکنید از زیر کادو دادن و کادو گرفتن در رفتیم‌ها... ما به جاش روز ۱۹ بهمن رو جشن می‌گیریم (روزی که اولین بار هم دیگه رو دیدیم)


اما به کسانی که این روز رو جشن می‌گیرن تبریک می‌گم و امیدوارم همواره عاشق بمونن.
متن زیبا و جالبی در وبلاگ ویولت عزیزم خوندم که اون هم از جای دیگه نقل کرده بود، من با این نظر کاملن موافقم، پس از این به بعد روز ۲۹ بهمن هم به جشن‌های ما اضافه شد...
 

امیدوارم در پناه حق همواره شاد و عاشق باشید.

+ نوشته شده در  2006/2/14ساعت 10:43  توسط گلابتون  | 

یک وبلاگ هست که هر وقت می خونمش از بس خوشم میاد دلم می خواد به مطالبش لینک بدم اما خوب نه که من خیلی زود به زود به روز می کنم  اینه که نمی تونم هر روز به این وبلاگ لینک بدم برای همین دلم می خواد این جا معرفی اش کنم،

جایی برای زیستن

لطفن بهش سر بزنید و از مطالب زیبا و جالبش لذت ببرید.

+ نوشته شده در  2006/1/30ساعت 18:49  توسط گلابتون  | 

چند سال پيش به طور کاملن اتفاقی (!) با موسسه خيريه رحمت آشنا شدم، دوست دارم شما را هم کمی با نوع فعاليت‌های این موسسه آشنا کنم.

بهانه این کار ، بازارچه خیریه‌ای است که در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه همین هفته (پنجم و ششم بهمن) از ساعت ۹ صبح تا ۹شب در این خیریه برگزار می‌شه

به نشانی:   قیطریه ، خیابان کتابی ، پارک قیطریه فرهنگ‌سرای ملل

اگر دوست داشتید حتمن سر بزنید و جای ما رو هم خالی کنید، مطمئنم که از رفتن پشیمون نمی‌شید.

اما خیریه رحمت:

من در ایران با تعدادی از موسسات خیریه کم و بیش آشنایی داشتم اما خط مشی این یکی، کمی متفاوت به نظر می‌رسه.
چیزی که من در اغلب خیریه ها می‌دیدم تلاش برای جمع‌آوری پول و کمک‌های غیرنقدی و رساندن آنها به خانواده‌های بی‌بضاعت بوده که البته در جای خودش بی‌اندازه قابل تقدیره اما من همیشه به این فکر بودم که آیا واقعا این پول‌ها و کمک‌ها تا چه اندازه می‌تونه تاثیر گذار باشه... تا این‌که با خیریه رحمت‌للعالمین آشنا شدم.
 تا جایی که متوجه شدم در این موسسه دو خط  مشی کلی وجود داره. اول این‌که کمک‌ها تنها به صورت مالی نیست. دوم این‌که خانواده‌های حمایت شونده هرگز از وجود چنین خیریه‌ای خبر ندارند.

حالا چطور؟

در مورد اول یعنی کمک‌هایی غیر از کمک‌های مالی باید بگم که هیات امنای این خیریه بر خلاف اغلب موسسه‌های این‌چنینی، افراد خیلی ثروتند و مرفه‌ نیستند که فقط ماهی چندین هزار تومان به موسسه کمک کنند و سالی یک‌بار هم در جلسات شرکت کنند... فعالین این موسسه جوانان پاک نیت ( و بعضا کم درامدی) هستند که برای فعالیت‌های خیریه وقت می‌گذارند.


در وهله اول گروه تحقیق موسسه، خانواده یا فرد حمایت شونده را پیدا می‌کند ( البته در کمال تاسف پیدا کردن این نوع خانواده‌ها یا افراد در ایران اصلا مشکل نیست، مشکل اصلی تعیین اولویت و حذف بسیاری از خانواده‌هایی است که کمتر نیاز به کمک دارند!) و بعد وضعیت خانواده را بررسی می‌کنند، بدیهی است مشکلات اقتصادی باعث بروز معضلات متعدد دیگری مانند اعتیاد،‌ بزه‌کاری،‌ مشکلات عاطفی و روانی، و هزار و یک گرفتاری دیگه می‌شه که موسسه سعی می‌کنه جدای از رسیدگی‌های مالی بتونه خانواده رو دست کم از زیر صفر به صفر برسونه، با کمک هم‌کاران برای فرزندانشون کلاس‌های تدریس خصوصی می‌گذاره، سعی می‌کنه برای جوانان خانواده کار پیدا کنه، راه‌های کسب درآمد را برای خانواده هموار می‌کنه  مثلا اگر مادر خانواده خیاطی بلد باشه سعی می‌کنند یک کارگاه خیاطی براش دست و پا کنند همین‌طور سعی می‌کنند از نظر روحی روانی خانواده را حمایت کنند و خلاصه از این دست کارها ( مصداق اون مثل که می گه اگه می خوای به کسی کمک کنی بهش ماهی نده ماهی گیری یادش بده)... البته کمک‌های مالی هم از منابع مختلف تامین می‌شه و جای خودش را داره.

دومین نکته این است که حمایت شونده‌ها اصلا خبر ندارند خیریه‌ای در کار هست. بعد از این‌که گروه تحقیق خانواده جدیدی را پیدا می‌کنه اون رو به فرد یا خانواده حامی می‌سپاره و خیریه بقیه مسائل رو دورادور کنترل می‌کنه، این کار چند فایده خیلی مهم داره: خانواده حامی با خانواده حمایت شونده ارتباط عاطفی بر قرار می‌کنه و درگیر مشکلاتش می‌شه که این خودش یک پشتیبانی روحی روانی بسیار خوب برای خانواده حمایت شونده محسوب می‌شه، از طرفی خانواده حامی هم از وجود چنین ارتباطی لذت می‌بره و تمام اعضای خانواده به نوعی در این لذت سهیم می‌شن.


 در عین حال مسئله برای فرد یا خانواده حمایت شونده به این شکل مطرح نمی‌شه که یک خیریه وجود داره که می‌خواد به آنها از سر لطف پول بده و این طوری به مناعت و عزت نفس فرد کمک گیرنده لطمه وارد نمیشه، بلکه تصور بر اینه که نیکی و خیر در متن جامعه وجود داره و دوستی پیدا شده که به فکر اونهاست و دوستشون داره... نمی‌تونید تصور کنید چقدر روابط بین این خانواده‌ها زیبا دیدنی است و چقدر در زندگی خود خانواده‌های حامی منشا خیر و برکت است و شاید اونکه بیشتر از همه در این ارتباط سود می‌بره خود خانواده یا شخص حامی است.

نکته های بسیار جالب دیگری هم درباره این موسسه هست که اگر از نزدیک آشنا بشید به اونها پی می برید...

خلاصه این که اگر دوست داشتید در بازارچه خیریه رحمت شرکت کنید و از فضای شاد و صمیمانه‌ای که اونجا هست انرژی بگیرید و یک کم هم برای ما بفرستید که از این راه دور کار زیادی ازمون بر نمی‌یاد...

خوب باز زیاد صحبت کردم امیدوارم حوصله کنید و بخونید. این بار می‌خواستم خواهش کنم اگر کسی علاقه داشت به این مطلب لینک بده تا دیگران هم با خبر بشن...

در پناه حق شاد باشید و پیروز.

بازارچه خیریخ رحمت

+ نوشته شده در  2006/1/22ساعت 10:19  توسط گلابتون  |