یعنی به مرخصی آمد و ۱۰ فروردین هم آزاد می شود. برای من شاید بهترین خبری بود که می شد قبل از شروع سال جدید شنید.
عکس ها را ببینید. گنجی در خانه
موقع تحویل سال ما را هم دعا کنید و امیدوارم همگی در پناه حق با شادی به استقبال سال نو بروید.
نوشته های پراکنده از گذشته، حال و آینده
یعنی به مرخصی آمد و ۱۰ فروردین هم آزاد می شود. برای من شاید بهترین خبری بود که می شد قبل از شروع سال جدید شنید.
عکس ها را ببینید. گنجی در خانه
موقع تحویل سال ما را هم دعا کنید و امیدوارم همگی در پناه حق با شادی به استقبال سال نو بروید.
شبهای عید خیلی یاد میدان تجریش میافتم... الان اون جا غوغاست... هر طرف را نگاه میکنی پر از رنگ و رنگ و رنگ، حوضهای لبریز از ماهی قرمز، تخم مرغهای رنگی، گلهای شاد و رنگارنگ، شمع، عود، سمنو و سبزههای سبز سبز...موج جمعیت که تو رو با خودش می بره و بچههای کوچولو که با پدر و مادرشون اومدن خرید عید... بچه که بودم مامانم من رو میبرد کوچه باغ سپهسالار برای خرید کفش، وای چه سخت بود تا روز اول عید برای پوشیدنشون صبر کنم...
پارسال اين موقعها اصلن حالم خوب نبود، اولين سال دور از ایران خیلی سخت میگذره، نه سبزه سبز کردم نه دلم میخواست هفت سین بچینم... البته دست آخر به خاطر این که چند تا از دوستامون میاومدن پیشمون به هر زوری بود هفت سین را چیدم و سبزی پلو ماهی عید را هم درست کردم (جای شما خالی
...)
اما امسال حالم خیلی بهتره... سعی میکنم بدون توجه به ته مانده برفهای روی زمین حال و هوای عید را برای خودم ایجاد کنم... سبزه هم سبز کردم (البته هنوز سبز نشده چون این جا سبزه خیلی سریع رشد میکنه و باید دیر تر دست به کار شد) به فکرم که چند جور شیرینی برای عید درست کنم و خلاصه از حال هوای غربت بیرون بیام... چه میشه کرد...
امیدوارم شما از روزهای خوش پیش از عید لذت کافی ببرید و جای ما را هم خالی کنید.
در پناه حق همیشه شاد و خوش باشید.